|
بسم الله یادمه بزرگترامون همیشه میگفتن موقع اذون درای رحمت خدا باز میشه. خیلی وقتا وقتی اذون میگفت دلم وا میشد . ولی حکایت اعتکاف فرق داشت . این بار موقع اذون دلم بدجوری گرفت. باورم نمیشد باید بریم از خونه ی خدا بیرون. خدایا خودت کریمی. یا دائم الفضل علی البریه یا علی
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:22 توسط چتر |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 15:18 توسط چتر |
|
|
سلام خدا. ارادت خیلی آی لاو یو تدارک دیدی واسه مهمونی؟ مثل همیشه چرب و چیلی هست دیگه خلاصه سفرتو پهن کن که داریم میایم مهمونی. تازه اخیرا برنامه ریختیم جای ۳ روز ۶ روز چتر( همون جُل خودمون) شیم رو سرتون آماده ای یا نه مهربون؟ یا ذااجلال و الاکرام . یا ذالنعماء و الجود . یا ذالمن و الطول. حرم شیبتی علی النار خدایی دلت میاد این ریشای خوشکل مارو تو آتیش بسوزونی؟ خدایا یا علی
آهای کسی که داری وبلاگمو میخونی مدیونی اگه شب آرزوها منو دعا نکنی ( حال میکنی چه پرو ام)
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 1:31 توسط چتر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|