|
امروز wallpaper موبایلمو عوض کردم. یه گل یاس انداختم. یه گل یاس کبود ... یاد آن روزی که ما در خانه مادر داشتیم.. . یا علی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 1:22 توسط چتر |
|
|
یک روز دیگر به روزهای اضافی زندگیمان اضافه شد و هنوز تو نیامدی. یک روز دیگر با خودم بیگانه ام. یک روز دیگر دلم برای دلت تنگ است. یک روز دیگر باید انتظار تو را منتظر باشم. یک روز دیگر باید زیر چتر انتظار ایستاد و منتظر بود تا انتظار سر آید. حتی وقتی باران نمی آید زیر چتر هستم و این دلگیرترین لحظه ی زندگانی ست اما زندگی باید کرد. تا کی باید از انتظار گفت؟ اما انتظارت برایمان شیرین تر از وصالهای دیگر است.
آقا اجازه میدهید هروقت که آمدید نقاشیم کنند مرا زیر پایتان؟؟؟!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 3:8 توسط چتر |
|
|
حالا دیگه ما موندیم و داغ دوستامون. همه چیز تموم شد.شایدم شروع شد. دیگه واسه دیدن قتلگاه شهیدامون لازم نیست بریم مناطق جنگی جنوب کشور. یه قتلگاه جدید اینجاست: شیراز / بولوار پاسداران/ خیابان شهید آقایی/ حسینیه سیدالشهدا(علیه السلام). ... ای کاش که یک دانه ی تسبیح تو بودم تا دست گشی بر سر سودا زده ی من
یا لثارات الحسین(علیه السلام) ...
داشتم کامنتای این پست رو میخوندم.چه روزایی بود روزای بعدش . روزای سفر مشهدمون.چه روزای بود.چه شبهایی بود. خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شاید رفتم. حلال کنید.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:7 توسط چتر |
|
|
يا ايها العَزيز مسّنا و اهلَنَا الضُّر وَ جِئنا بَبضاعةٍ مُزجاةٍ فَاَوفِ لَنا الكَيل و تَصَدَّق عَلينا انَّ الله يجزي المتصدّقين ...(یوسف 88)... اي عزيز ! ما و خاندان ما را ناراحتي فرا گرفته ،و متاع كمي با خود آورده ايم ، پيمانه را براي ما كامل كن ؛ و بر ما تصدق و بخشش نما كه خداوند بخشندگان را پاداش ميدهد . ...
سه شنبه شبها وقتی عباس مناجات رو با این قسمت شروع میکنه چه عالمی داره ...
دیوانگی هر شب ما هم حکایتی دارد. ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 3:23 توسط چتر |
|
|
...... خدايا آدما که نمي بخشند ، حداقل تو ببخش. ای بخشنده مهربان یا علی
پ ن : اینجا رو یه بار دیگه ببینید.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:45 توسط چتر |
|
|
گفتم بیا ، دوست دارم. گفتم بیا ، دل تنگتم. گفتم بیا ، خسته شدم بس که عکستو رو دیوار اتاقم دیدم. گفتم بیا ، تو دلم موند از نزدیک ببینمت. حالا بعد از 20 سال داری میای. بیشتر از همیشه دوست دارم. ولی اصلن اون شوق دیدار همیشگی رو ندارم. شما نمیدونی چرا؟! من میگم چرا! چون دوست داشتم مثل دوستام شهید میشدم. چون میخواستم بشم قربونی قدمتون. حیف که نشد. نشد . ..
رهبرم... جانم فدای شما.. .
چه هیاهوی شهرو گرفته. بنرای شما کل شهر و تزئین کرده. همه جا صحبت از شماست. خیلی ها بودن که دوست داشتن شما رو از نزدیک ببینن ولی الان نیستن. شهید شدن.. . جون تک تک ما فدای قدمهای شما. لحظه دیدار نزدیک است .. .
...
یا علی
خوش به سعادتش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 19:44 توسط چتر |
|
|
خطاب به تمام کسانی که قصد دارند قضیه بمب گذاری کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز را یک سهل انگاری از سوی مسئولین کانون جلوه دهند. کسانی که با میخواهند قضیه انفجار را به معراج شهدا ربط دهند . کسانی که میگویند بمب نبود. دروغ ممنوع!!! حتی شما مسئول گرامی.. . ۱:. آیا امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا به لشکریان عمر بن سعد نفرمودند: اگر دین ندارید آزاد مرد باشید؟!
۲:.
آیا حضرت علی (علیه السلام) برای مصلحت حکومت خود دروغ گفت؟!
۳:. آیا وجدان شما اجازه میدهد که برای منافع خود ، خون شهدا را پایمال کنید؟!
۵:. آیا اگر نکیر و منکر از شما پرسیدند که چرا حقیقت را کت مان کردید جواب میدهید صلاح مملکت این بود.
دعا میکنیم خدا تحولی در شما ایجاد کنه تا این حقیقت واضح رو کتمان نکنید.
یا علی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:48 توسط چتر |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|